• تاریخ: اسفند ۱۶, ۱۳۹۴
  • شناسه خبر: 4006

یادداشت؛

بحث سی آ سی

بله ما به تعداد خودمان خدا ساخته ایم و به دلخواه و عشق خودمان امام حسین داریم و به هوس دلمان ،نماز میخوانیم ...و نمیدانیم چه میگوییم و چه میخوانیم. ...

3030بابک خبر به نقل از وبلاگ انعکاس بابک؛ اغلب ما بحثهای سیاسی زیادی میکنیم و عاقبت هم به نتیجه نمیرسیم ؟ گاهی در مورد خیانت برخی سخن میگوییم و میگوییم خائن بوده اند و اینها کسانی بوده اند که حاضرند تمام ایران و ایرانی را پای یک خواسته دنیایی خود یا انتقام جویی شخصی ذبح کنند ، اما در میان مدارک بسیار و با کمال تعجب میبینیم ، بدیهی ترین و روشن تریم مسایل برای برخی جا نمی افتد و نتیجه نهایی بحث سیاسی ،اگر خوب پیش برود میشود عیسی به دین خود و موسی به دین خود….اما چرا؟؟ مشکل از چیست ؟ از منطق؟ از مدارک؟ از زبان گوینده و از؟؟؟

به عقیده بنده ریشه این مشکل این است که ما بحثهای سیاسی و اجتماعی را از آخر به اول پیش میبریم ! البته این فقط،در مورد مسایل سیاسی و اجتماعی نیست ما در مورد مسایل دینی و اقتصادی هم همینگونه عمل میکنیم .

اجازه دهید با یک مثال قضیه را روشنتر کنم …زمانی با دوستی بحث میکردیم ،ایشان میخواست ثابت کند که حکومت ولی فقیه همان دیکتاتوری است و بنده هم سعی داشتم بگویم ،فرق این دو از زمین تا اسمان است و دیکتاتور کسی است که به حکم شکم فرمان میدهد و ولی فقیه از خودش چیزی نمیگوید و مجری احکام الهی است و خلاصه کلی نمونه و مثال می زدم ،تقریبا دو ساعت سر پا در یک پیاده رو بحث کردیم ، تا به نقطه ای رسیدیم که سوال این شد که اصلا مقبولیت را هم که ولی فقیه داشته باشد ،مشروعیتش را از کجا اورده ،بنده قضیه نیابت امام زمان در دوران غیبت توسط فقیه جامع الشرایط را بیان کردم و ایشان گفتند امام زمان که خیالی است … چشمای بنده گرد شد و گفتم ..خدا … هنوز حرف از دهان بنده بیرون نیامده بود که ایشان فرمودند،خدا که انرژی است ….بنده مشتی به پیشانی خودم زدم و گفتم پس بیا در مورد این عقایدت بحث کنیم و برهان و دلیل بیاوریم تا بعد برسیم به ولی فقیه …..

بله زیربنای مسایل سیاسی و اجتماعی در هر کشوری ،مبانی فکری ان کشور است ، در کشور ما این موضوع پررنگتر است ، زیرا انقلاب ما یک انقلاب دینی و فکری و عقیدتی بوده است ، بنا بر این نباید بر این پیش فرض بحث سیاسی کرد که حتما مبانی فکری یکی است …

چه بسا در لفظ همه مان بگوییم الله اکبر ،خب ،خدا بزرگ است .. اما در فکر و عقیده ، برخی کدخدا را از خدا بالاتر بدانند و بگویند باید دم ِ او را دید …چه بسا همه ،حسین حسین کنیم ، اما حسینِ یکی، کاری با یزید ندارد ،امام حسین یکی، ۱۴۰۰ سال پیش در کربلا مدفون شده و دیگر کارش تمام شده ،و البته هستند کسانی که معتقدند امام حسینشان ،تاریخی نیست ، تاریخ مصرف هم ندارد ، امام حسین انها حسینیان  و یزیدیان امروز را به انها می شناساند و مجبورشان میکند در معرکه کربلای همیشگی ، در برابر یزید و یزیدیان بیاستند و همراه و یاور امام حسینشان باشند ، انها تعامل با یزید را نمیفهمند، این را از امام حسینشان درس گرفته اند

میخواهم بگویم برای بحثهای سیاسی باید به مبانی فکری و عقیده ای فرد رجوع کرد ، انجا محل بحث و انجا محل نتیجه گیری از بحث است .. کسانی که ایاک نعبد و ایاک نستعین شان در نماز ، انها را بی نیاز از عالم نمیکند و از تحریم و تهدید دشمن میترسند ….. مشکلشان طرفداری از این حزب و ان حزب و این شخص و ان شخص نیست ، مشکلشان در تلفظ عین در ایاک نعبد و ایاک نستعین نیست ،بلکه مشکل در مخفی ترین و عمیقترین جاهای وجودشان است ….

بله ما به تعداد خودمان خدا ساخته ایم و به دلخواه و عشق خودمان امام حسین داریم و به هوس دلمان ،نماز میخوانیم …و نمیدانیم چه میگوییم و چه میخوانیم …

بد نیست برای جمع کردن حرفم این داستان را بگویم:

میگویند سفیر انگلیس وارد ایران شد و ظهر بود و اذان بر مناره ها میگفتند ،سفیر از مترجم پرسید اینها چه میگویند ،مترجم گفت ،اینها میگویند الله اکبر،یعنی خدا از همه چیز و همه کس بالاتر است..سفیر ناراحت شد و گفت: یعنی از بریتانیای کبیر هم بزرگتر است؟ مترجم گفت: معنی اش همین است … سفیر به مترجم گفت برو بپرس ببین موذن ها میدانند چه میگویند ،مترجم بعد از مدتی امد و گفت: نه کسی نمیفهمد یعنی چه … سفیر لبخندی زد و گفت: پس بگذار بگویند تا حلقشان پاره شود …

معنی داستان بالا یعنی نماز بدون استکبارستیزی ،امام حسین بدون یزید شناسی و قران بدون تبری از مشرکان و طاغوتها،نه به درد  دنیا میخورد و نه اخرت ….

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست